پدری و مادری کردن

خرید بک لینک

چند شب قبل، موقع خواب، یه دفعه یه صدایی شبیه به ساعتهای زنگ دار از بیرون از اتاقمون اومد. تا حالا اون صدا رو توی خونه مون نشنیده بودیم. با کنجکاوی _و یه کم ترس_ به همسرم نگاه کردم. از اتاق اومدیم بیرون و همه جا رو نگاه کردیم و متوجه شدیم صدا از سمت گاز توی آشپزخونه بود. موقع تمیز کردن گاز، دستم خورده بود و آلارمش روشن شده بود. آلارم رو قطع کردیم و برگشتیم توی اتاق. همسر حرف جالبی زد. گفت: " ما آدم بزرگ ها با شنیدن و یا دیدن چیزهای که تاحالا تجربه اش نکردیم، استرس می گیریم، پس اگر جای یه بچه باشیم چیکار می کنیم؟"

حرفش ذهنم رو درگیر کرد. یاد هیجانی شدن دخترمون افتادم، وقتی که یه اسباب بازی جدید براش میارم و یا درِ یکی از کمدها رو براش باز می کنم. در حالیکه دیدن چیزهای جدید انگار خیلی خوشحالش می کنه ولی باید یادم باشه بهش حس امنیت بدم تا تجربه خوبی با هر پدیدهء تازه ای داشته باشه.

باخودم فکر کردم بین این همه کارِ مهم و توجه هایی که بچه هامون لازم دارن، نیازهای اولیه شون انگار خیلی کم اهمیت جلوه می کنند. پدری و مادری کردن و رشد دادنِ یک فرزند سالم، نیازمند ریزبینی های بیشتریه.

دل به دريا زده ام...

ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: يکشنبه 12 اسفند 1397 ساعت: 21:59

صفحه بندی