انتظار کشیدن، بیشتر مواقع کارِ سختیه، حتی اون دسته از انتظارهایی که اسمش رو میزارن انتظارِ شیرین _مثل بارداری_ باز هم راحت نیستند، فقط آدم میتونه با انرژی و حسوحالِ خوب روزهاش رو پشتِ سر بگذاره...
ولی بیشتر انتظارها، روزهای آدم رو دستخوشِ اضطراب میکنن.
مثل انتظار برای نتیجه کنکور، یا آزمایش ازدواج و بارداری، انتظار برای سبز شدنِ یه گلدون و خیلی چیزهای دیگه.
ولی چیزی که این روزها، انتظار رو سختتر کرده، شاید این باشه که هیچکس توی دنیا نمیدونه که کِی و چطور قراره از این بحران _ویروسِ کرونا_ بیرون بیاییم و دنیای بعد از این بحران چه شکلی خواهد بود. انتظار کشیدن برای دیدنِ یک دوست، میتونه خیلی سخت باشه اما وقتی ندونی این انتظار کِی تموم میشه، سختترش میکنه.
پینوشت: این نوشته صرفاً ثبتِ حالِ کمی ناخوشِ نویسنده در این روزهاست. گزارشهای بعدی احتمالاً انقدر ناامیدکننده نخواهد بود. ممنون از چشمپوشی شما خواننده عزیز.
دل به دريا زده ام...ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 103