خنده ها و گريه هاى به ظاهر الكى

خرید بک لینک

يه وقتايى هست كه خنده ام ميگيره، از كى و از چى؟! نميدونم، فقط ميخوام با صداى بلند بخندم. خب مسلماً يه وقتايى هم هست كه دلم ميخواد با صداى بلند گريه كنم، بدونِ هيچ دليلِ قانع كننده اى.

يهو دلم خواست بيام اينجا و تشكر كنم از دوستايى كه حتى وقتى كارِ خاصى نمى كنن، اسمشون حالم رو خوب ميكنه و دلم ميخواد با صداي بلند بخندم..مثل شيرينِ عزيزم كه حتى ممكنه اين پست رو نخونه!

بعضى ها هم هستن كه با ذكر مصيبتشون، امواجى از غم مى فرستن توى درياى زندگيت و اگه نجنبى، غرق ميشى...ميخوام از اونها هم تشكر كنم، كه يادم ميندازن چقدر سختى كشيدم تا ياد بگيرم نگاهِ مثبت ترى به دنيا داشته باشم و سپاسگزاري رو تمرين كنم. حواسم رو جمع ميكنن به اينكه ممكنه منم به بدبينى و بى انگيزگى دچار شم و به سكون برسم...

خلاصه..دستِ همگي درد نكنه

پى نوشت: امشب از يه فروشگاهى ابزار خريديم، پولِش رو نگرفت و گفت اگه به دردتون نخورد برگردونيد، اگرم خواستيدش، بعداً از اين طرفا رد مى شديد پولِش رو بديد!

ممنونم ازش كه يادم انداخت هنوز خيلى راه مونده تا سپاسگزارى و مثبت نگرى رو ياد بگيرم.

دل به دريا زده ام...

ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 196 تاريخ: سه شنبه 4 تير 1398 ساعت: 12:08

صفحه بندی