كتاب يا پيتزا، آيا مسئله اين است؟

خرید بک لینک

همه ما مى دونيم كه مهارتْ داشتن در زمينه هاى مختلف، ارزش به حساب مياد. مثل مهارت حل مسئله، مهارت كار تيمى، مهارت استفاده از تكنولوژى و خيلى چيزهاى ديگه.

اين روزها كه مدركهاى دانشگاهى به تنهايى ملاكِ خوبى براى سنجشِ شايستگى آدمها در حوزه هاى مختلف نيست، _حوزه تخصصى و يا نيازهاى روزمره_ نياز به داشتنِ مهارت، بيش از پيش خودش رو نشون ميده.

اينكه ما آدمها كِى متوجه اين نيازمون بشيم و يا براى كسبِ اين مهارتها چه اقداماتى انجام ميديم، كاملاً شخصى و بسته به شغل، مدل ذهنى و سبكِ زندگيمون، ميتونه متفاوت باشه.

اما يه موضوعى كه اين روزها چندبار بهش برخورد كردم و باعث شد كه بخوام براش يادداشتى بنويسم، عدم پذيرشِ نياز به يادگيرىِ.

وقتى مى بينم آدمها براى انجام كارى ناتوان هستند ولى اين ناتوانى رو نميپذيرند، وقتى ميشنوم كه با اعتماد به نفسِ بالا، ميگن ميتونيم ولى نميخوايم، وقتى دنبالِ يك نفر ميگردن كه بهش تحميل كنن كه اون كار رو براشون انجام بده، و خيلى نمونه هاى ديگه، مى ترسم!

مى ترسم از روزهايى كه پيشِ روى ما هست، از آينده كارىِ خودمون مى ترسم و حق ميدم به كارفرماهايى كه ميگن نيروىِ كارِ ماهر نيست و يا كم هست.

تا وقتى فكر ميكنيم تكنولوژى يعنى استفاده از شبكه هاى اجتماعى _كه اون رو هم كامل نميشناسيم_ پيشرفت سخت ميشه و ما رو با فرضِ اينكه عقب تر نبره، توى جايگاهمون نگه ميداره و اينطورى ميشه كه دغدغه مون ميشه گوشت و مرغ و از ياد مى بريم براى سرِپا موندن در شرايطِ سختِ اقتصادى، بايد نيروى كارآمد و ماهرى باشيم، تا با تعطيلىِ بنگاه هاى كارى، ما آخرين نفر باشيم كه تعديل ميشيم! كه البته درصورتى كه اكثريت اينطوري فكر كنند، احتمالِ تعطيلىِ بنگاه هاى اقتصادى خيلى كم ميشه.

پى نوشت١: ميدونم كه خوراك و پوشاك و نيازهاى اين چنينى، از ضرورياتِ زندگى محسوب ميشه، ولى تاسف ميخورم ازاينكه، خريدِ كتاب و خوردنِ پيتزا رو باهم در دسته بندى لذتهامون قرار بديم و درصورتِ خوردن پيتزا، از خريد كتاب صرفنظر كنيم. به نظرم ميرسه، هرچه شانسِ كمترى به كتاب بديم، در آينده براى خوردنِ پيتزا هم شانسِ زيادى باقى نمى مونه! البته احتمالاً همه ما نمونه هايى رو مى شناسيم كه هيچوقت كتاب رو انتخاب نكردند و هر روز لقمه هاى بزرگترى از پيتزا نصيبشون ميشه، ولى فكر مى كنم كه عمر اين سبك از زندگى و دستاورد، بالاخره سر ميرسه و در طولانى مدت اينطورى نمى مونه.

پي نوشت٢: مهارتهايى هم وجود دارند كه جنبه مثبت و منفى دارند، مثلِ دلالى، كه اگه مثبت باشه و به نوعى واسطه گرى باشه، اتفاقاً از ضرورياته، ولي جنبه منفى و احتكار كردن كالاها، از اون دسته مهارتهايى هست كه ما رو دچار گمراهى ميكنه و فكر ميكنيم چون پيتزاهاى بزرگترى نصيبمون شده، پس حتماً مسيرِ درست رو انتخاب كرديم، ولى بايد بدونيم كه اين مدل مهارتها مثل برداشتنِ يه بُرش پيتزا از ميز كناريمون هست!

دل به دريا زده ام...

ما را در سایت دل به دريا زده ام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: دوشنبه 20 خرداد 1398 ساعت: 21:16

صفحه بندی